نظر شمـا

 

مباحثه بهشت زمینی و میمون برهنه در تمهید
دفتر مطالعات فرهنگی تمهید در ادامه اجرای طرح مطالعاتی نسیم حیات جمعه 5 اسفند 1390 در دهمین جلسه مباحثه خود دو مقاله دیگر از کتاب « توسعه و مبانی تمدن غرب » نوشته شهید سید مرتضی آوینی را به بحث و بررسی خواهد گذاشت.
عناوین مقالات مورد مباحثه در این جلسه عبارتند از:
v      بهشت زمینی
اعضای محترم طرح مطالعاتی  « نسیم حیات » در صورتیکه تا کنون موفق به دریافت کتاب مورد نظر نشده اند، می توانند با رابطین خود تماس گرفته و یا اینکه از طریق لینک های فوق به متن مقالات مورد نظر دسترسی پیدا کنند.
 

زمان برگزاری جلسه : جمعه 5 اسفند  1390،ساعت 9 صبح

 

مکان برگزاری جلسه : شیراز، چهار راه اصلاح نژاد ، خیابان اصلاح نژاد ، مسجد الصادق (علیه السلام)
به بخش هایی از متن مقالات اشاره شده در بالا توجه بفرمایید:
ارمغانی که انسان از بهشت با خود به عالم دنیا آورده است جاذبه‌ای فطری است که او را از درون به سوی بهشت و آنچه بهشتی است می‌کشاند. اما مع‌الاسف انسان دچار نسیان است و مادام که ایمان نیاورده و استمرار در عمل صالح نداشته باشد، بهشت واقعی را تشخیص نمی‌دهد. انسان فطرتاً در جست و جوی بهشت است؛ همان بهشتی که از آنجا هبوط کرده است، و جاذبه‌های درونی او به سوی عالمی متعادل، زیبا، و جاودانه از همین‌جا ناشی می‌شود
«علم» ـ به معنای امروزی آن وسیله‌ی مطلقِ نجات از مرگ و بیماری و ترس است و این توهم در قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم به قدری غلبه داشت که‌ وقتی از یک هنرپیشه‌ی سی‌ساله پرسیدند که «پیر می‌شوی؟»، جواب داد: «هرگز پیر نخواهم شد زیرا علم در آینده‌ی نزدیک و قبل از آنکه من به پیری برسم مسئله‌ی پیری را حل خواهد کرد»
از آن روز که علم مرگ را نوعی بیماری می‌دانست که بر اعضا عارض می‌شود و معتقد بود که می‌تواند در آینده بر آن فائق آید، این توهم بسیار به ضعف گراییده و از اعتبار و اطلاق افتاده است؛ اما صورت آرمانی آن هنوز باقی است و توسعه‌یافتگی یکی از وجوه آن است.
همه‌ی اشتباه در اینجاست که غرب بهشت زمین را بدل از بهشت آسمانی گرفته است و در خیال اوتوپیایی است که در آن بیماری، مرگ و پیری‌ علاج شده است و انسان می‌تواند فارغ از گذشت زمان جاودانه مرکوب مرادش را همان‌گونه که نفس اماره‌اش می‌خواهد به جولان در بیاورد و این‌سوی و آن‌سوی بتازد و از همه‌ی لذایذ ممکن متمتع شود.
به‌راستی هیچ فکر کرده‌اید که چرا بشر غربی توسعه و رشد خود را با افزایش ساعات اوقات فراغت و تفنن خویش می‌سنجد؟ یکی از بارزترین مشخصات جامعه‌ی ایده‌آل توسعه یافته این است که در آن، کار تا حداقل ممکن کاهش یافته و متقابلاً ساعات فراغت به حداکثر رسیده باشد. این از خصوصیات رکنی آن بهشت زمینی است که انسان امروز در جست و جوی آن است. وقتی معیار رشد، کار کمتر باشد مسلماً بهشت جایی است که در آن اصلاً کار نباشد. یک نظر به کتاب‌های اقتصادی غرب که در زمینه‌ی توسعه نگاشته شده است کافی است که این معنا را به انسان بفهماند که اگر می‌خواهید ببینید جامعه‌ای توسعه یافته است یا نه، ساعات کار کارگران را نگاه کنید؛ کار کمتر مساوی با رشد بیشتر است.
دفتر مطالعات فرهنگی تمهید

www.tamhid.ir