نظر شمـا

 

امام بزرگوار ما يك استثناء در تاريخ
 
 
 
مروري بر ديدگاه هاي رهبرمعظم انقلاب اسلامي درباره انقلاب اسلامي
انقلاب و نهضت بيداري اسلامي
 
 

انقلاب اسلامي و نهضت بيدارگري

 

انقلاب اسلامي و نهضت وسيع مبارزات اسلامي در ايران به رهبري امام بزرگوار ما و روحانيون آگاه و مبارز و روشنفكران مؤمن و متدين توانست موج بيداري اسلامي را در اين كشور به وجود بياورد، كه منتهي شد به حركت انقلاب. انقلاب يك ملّت چنان قدرتي دارد كه مستحكم ترين دژهاي استكبار را درهم مي شكند، و شكست. انقلاب اسلامي دژ استبدادي رژيم پهلوي را كه پشت به قدرت استعماري امريكا و انگليس داشت، از بين برد و به دنبال آن، حكومت مردمي و اسلامي به وجود آمد. جمهوري اسلامي را شما مردم به وجود آورديد. جمهوري اسلامي يعني حكومتي كه خارجي در آن دخالت نمي كند؛ خودرأيي و استبداد بر آن حاكميت ندارد؛ طبقه ي ويژه ي اشراف در آن دخالت نمي كند؛ خان سالاري در امور مردم دخالت نمي كند. روزي كه ما در جيرفت بوديم، مردم از خان ها مي ناليدند. خان ها آلت دست رژيم منحوس پهلوي بودند؛ آنها هم آلت دست امريكا بودند؛ يعني سلسله مراتب فساد وجود داشت!
جمهوري اسلامي، يعني نظامي كه در آن، دربار حكومت طاغوت نيست؛ دخالت بيگانه نيست؛ دخالت خان و خان زدگي نيست؛ حكومت مردم و شايستگان است. در جمهوري اسلامي، رسيدن به مقامات مؤثر در سلسله مراتب حكومتي، تابع صلاحيت هاست. هر كه صلاحيت دارد، بايد در ميدان هاي فعاليت و تلاش و مسئوليت جلو برود؛ از هر نقطه ي كشور و از هر قشر اجتماعي باشد؛ و همه ي اينها با هدايت اسلام و الهام گيري از متون الهي و قرآني صورت مي پذيرد. اين، معناي نظام جمهوري اسلامي است. فاصله انداختن بين فقير و غني، بين اشراف و غيراشراف، و امتياز دادن به يك قشر خاص، با نظام جمهوري اسلامي سازگار نيست. هر بخشي از نظام جمهوري اسلامي در هر نقطه يي از نقاط اگر به يكي از اين آفت ها مبتلا شود، از صراط مستقيم جمهوري اسلامي و نظام اسلامي خارج شده و بايد اصلاح شود.
بيانات در اجتماع بزرگ مردم جيرفت ـ 17/2/84
 

مقايسه دموكراسي دوران مصدق با نظام جمهوري اسلامي

 

آزادي و دموكراسي يي كه انقلاب به ما داد، حتّي در دوران مصدق هم- كه دوران نسبتاً آزاد و به قول خودشان دموكراسي بود - به هيچ وجه نبود. دكتر مصدق مجلس شوراي آن روز را منحل كرد - يعني چيزي كه به حسب ظاهر نماد دموكراسي بود؛ كه البته در آن، دموكراسي هم نبود - و گفت من اختيارات مي خواهم. اختيارات را گرفت؛ اول شش ماه، بعد شش ماه ديگر. در دو سال حكومت خودش، يك سال يا بيشتر، با اختيارات مطلق زمامداري كرد؛ خودش قانون وضع مي كرد، خودش امضاء مي كرد و خودش به اجرا مي گذاشت. اين كجا با نظام جمهوري اسلامي قابل مقايسه است كه يك روز در اين بيست و شش سال نشد كه مجلس شوراي اسلامي و نمايندگان مردم نداشته باشد؟
بيانات در ديدار خانواده هاي شهدا ـ 3/3/84
 

ابعاد گوناگون شخصيت استثنائي امام

 

حقيقتاً امام بزرگوار ما يك استثناء در تاريخ ما و يك قله ي بلند در حركت ملّت ايران بود. اين را نه از باب عشق و علاقه اي كه همچنان كانونش در دل ما نسبت به ايشان گرم است، عرض مي كنيم؛ بلكه نگاه منصفانه ي هر كسي اين را تأييد مي كند. امام حقاً و انصافاً يك عنصر استثنايي بود. رجال تاريخي كشور را ما مي شناسيم. بنده كم و بيش با تاريخ آشنا هستم. اين شخصيت جامع نه در بين علماي بزرگ ما نظير دارد، نه در بين زمامداران اين كشور نظير دارد، نه در بين مصلحان و مناديان تحول در اين كشور نظير دارد. بزرگاني مثل مرحوم سيد جمال و تحول خواهاني كه در كشور ما يا حتّي در دنياي اسلام بودند، كجا؛ اين مرد چند بعدي عميق حقيقتاً توصيف ناشدني كجا؟ ما علما و فقهاي بزرگي داشتيم كه سخنان و مطالب آنها در اختيار ماست؛ امام بزرگوار در رديف اول اين گونه شخصيت ها قرار مي گيرد. بنده شرح حال بسياري از فلاسفه، عرفا، دانشمندان علوم عقلي، سياسيون، پيرمردهاي پخته و آدمهاي سنجيده را در كتابها خوانده ام يا در زندگي ام با آنها برخورد داشته ام؛ حقاً فاصله ي بين آنها و امام بزرگوار، فاصله ي زيادي است. هر كدام از ابعاد گوناگون اين شخصيت، به تنهايي از نظاير خود جلوتر و پيشتر است.
تقوا و پارسايي اين مرد و بي اعتنايي اش به دنيا و زخارف، مقوله ي ديگري است. يك وقت انسان داخل چهار ديواري خانه ي خود نه با دنيا سر و كاري دارد، نه با مردم سر و كاري دارد، نه در معرض امتحان قرار مي گيرد؛ ولي پارساست. يك وقت هم مثل امام با آن عظمت در قله ي شهرت جهاني قرار دارد و همه ي اين انقلاب، پديد آمده ي اراده و قاطعيت اوست و مردم هم اين گونه مخلص او هستند و حاضرند همه ي كارهاي امام را حمل به صحت كنند؛ ولي اين طور پارسايي و زهد پيشه مي كند. قاطعيت او، اراده ي راسخ او و عزم پولادين او در كارهاي بزرگ هم همين طور است. يعني هرچه انسان به اين اقيانوس پهناور در ابعاد گوناگون نگاه مي كند، مي بيند واقعاً توصيف ناشدني است. انسان وقتي اقيانوس را از نزديك مي بيند، يك طور است؛ ولي در اعماق اقيانوس، عوالم ديگري مشاهده مي كند. انسان در ساحل اقيانوس يك مقدار آب مي بيند و ابتدا خيلي تفاوتي بين اين مقدار آب و يك استخر بزرگ احساس نمي كند؛ اما وقتي نياز پيدا مي كند به اعماق اقيانوس برود، در آن جا عوالم ديگري آشكار مي شود و هرچه انسان نزديكتر مي شود و بيشتر تعمق مي كند، چيزهاي جديدتري براي او كشف مي شود. در مورد امام هم واقعاً همين طور است.
اين شخصيت استثنايي فقط براي تاريخ نيست. توصيف هايي كه ما عرض كرديم، مي تواند كاربرد تاريخي داشته باشد. در تاريخ ايران، ما شخصيتي داشتيم كه كار بزرگي انجام داد؛ مردم را به حركت درآورد؛ جمهوري اسلامي را با همه ي عظمت و غرابتي كه داشت، سر پا كرد و بنايي را به اين شكل عظيم و استوار آفريد. خيلي خوب؛ آيا بايد اين شخصيت بزرگ را مثل اشياء پربها در ويترين تاريخ بگذاريم و ما و ديگران آن را تماشا و از آن تعريف و تمجيد كنيم؟ امام بزرگوار ما اين طوري است؟ در اين جهت اگر بخواهيم امام را تشبيه كنيم، بايد او را به پيغمبران تشبيه كنيم. وجود و هويت پيغمبران به دوران حياتشان خلاصه نمي شود؛ هويتشان در امتداد تاريخ است؛ يعني بعد از خودشان، وجود آنها بايد در تعليم و دين و راهشان ادامه پيدا كند؛ اين مي شود پيغمبر اولوالعزم؛ والّا زندگي پيغمبران هم مثل بقيه ي انسانهاي ديگر مي شود؛ پنجاه سال، شصت سال، صد سال در اين دنيا زندگي كرده اند و عظمت هايي آفريده اند؛ بعد هم رفته اند. بنابراين مسأله به اين جا تمام نمي شود. اگر اين طور بود، امروز در دنيا از دين و معارف پيامبران اثري نبود؛ در حالي كه درست عكس اين است؛ امروز همه ي معارف والاي بشري زاييده ي تفكرات پيغمبران است؛ ولو به واسطه. آنها بودند كه عدالت و اخلاق و توجه به خدا و برون آمدن از خود و فداكاري براي انسانها و ديگر فضايلي كه امروز قابل قبول همه ي مردم دنياست - ولو غير مليّون و غير پيروان اديان، همه قبول دارند كه اينها خوب است - فرياد زدند و پرچم آن را بلند كردند؛ والّا دنيا دست مستكبران و زورمداران بود. چرا بايد اسم عدالت و تفكر آزاد و برادري و فداكاري و ايثار بماند و هميشه به عنوان يك ارزش زنده باشد؟ اين به بركت تعليم پيامبران است. آنها اين معارف را آفريدند و رفتند. حيات آنها در آن پنجاه، شصت سال خلاصه نمي شود؛ حيات آنها عبارت است از جريان اين معارف در طول تاريخ، تا انسانها را هدايت كنند. امام ما هم اين گونه است.
بيانات در ديدار اعضاي ستاد برگزاري مراسم سالگرد ارتحال امام خميني ( ره ) ـ 10/3/84