نظر شمـا

 

نشست اول:نگرش سیستمی به دین

 

 
 
 
ما بايد اسلام را به‌عنوان يک مجموعه سيستماتيک بلکه يک مجموعه ارگانيک بنگريم؛ مجموعه‌اي که اعضايش تأثير و تاثر متقابل در هم دارند و با فعاليت‌هاي متقابلي که انجام مي‌دهند زمينه رسيدن به هدف واحدي را فراهم مي‌کنند که فوق هدف فعاليت‌هاي هر بخش از اين سيستم است.
حضرت آیت الله مصباح یزدی 1390/1/21
 
 
اولین دوره آموزشی تفکر دینی با عنوان«نگرش سیستمی به دین»
 
با محوریت اندیشه های تربیتی حجت الاسلام علی صفایی حائری(عین _صاد)

 

بخشی از دعوتنامه نشست اول

ضمن تبریک به مناسبت حلول ماه سراسر خیر و برکت رجب المرجب به استحضار می رساند که ؛ به فضل الهی  اولین دوره آموزشی تفکر دینی تحت عنوان «نگرش سیستمی به دین» در این ماه عزیزو در جوار بارگاه ملکوتی و مطهر حضرت امیر احمد ابن موسی الکاظم (ع) برگزار می گردد و بدینوسیله از حضرتعالی جهت حضور در این دوره آموزشی دعوت بعمل می آید.

 
 
استاد دوره: حجت الاسلام علاالدین اسـکندرـی

 
زمان برگزاری  : روز جمعه بیستم خرداد ماه سال 1390 از ساعت 8 صبح الی 8 شب
 
 
مکان  : شیراز، خیابان بین الحرمین ، مسجد مدرسه علمیه مقیمیه  (طاهریه)
 
 
با توجه به اینکه محتوای دوره تخصصی و بصورت آموزشی تنظیم گردیده است ، حضور شما در کلیه جلسات الزامی است ؛ لذا درصورتیکه امکان حضور در تمامی جلسات برای شما فراهم نیست ، تقاضا داریم با توجه به ظرفیت محدود دوره از ابتدا اعلام انصراف نمایید ، تا فرصت برای بهره مندی دیگران فراهم گردد.
----------------------------------------------------------------------------------------
آشنایی با مباحث مطرح شده در دوره
پيامبراكرم(ص)خطاب به اميرالمؤمنين(ع)  مي‌فرمايند:
 
«يا علي آن وقتي‌كه مردم سعي دارند با انواع نيكي‌ها به خالق خود نزديك شوند، تو با انواع عقل به خداوند نزديك شو، كه در اين حال از آنها سبقت خواهي گرفت.»
اگر مي‌بينيد شيعه در تفكر و تعقل در دين نسبت به ساير مسلمانان، چيز ديگري است، و رشد بيشتري كرده به‌جهت همين روشي است كه امام شيعيان(ع)  پيشه كرده است و لذا است كه شيعة اميرالمؤمنين(ع)  نسبت به موضوعات دين، علاوه بر به‌كارگيري قلب، خوب فكر مي‌كند. شما اهل سنّّّّّت را ببينيد، در كثرت عبادت هستند، نمازها‌ي طولاني و مسجد‌هاي شلوغ دارند، امّا چون خوب فكر نمي‌كنند، طاغوت پذيرند. پس كثرت عبادات در شيعه اصل نيست، بلكه با داشتن عقل و فكر عبادت كردن، اصل است.
فكر ديني از فكر رياضي جداست. شما در علم رياضي، محاسبه مي‌كنيد كه وزن و سنگيني اين ستون را روي چه پايه و سطحي‌ استوار كنيد كه فرو نريزد، اين كار، فكر رياضي است و به بيرون از وجود شما ربط دارد و رابطة ستون با زمين را از نظر نيروي مقاومت تعيين مي‌كند.  فكر ديني در عين اين‌كه يك امر دروني است، ارتباط بين«عبد» و «رب» را تعيين مي‌كند. اين اصلاً با فكر رياضي فرق دارد. فكر ديني، هم خيلي آسان و هم خيلي سخت است. فكر رياضي را بايد با درس خواندن ياد گرفت، امّا فكر ديني تمركز و توجّه بر روي حقايق را مي‌طلبد.،  فكر ديني را ابوذر بي‌سواد دارا است، امّا ابوسفيانِ با سواد، دارا نيست. فكر ديني طوري است كه گاهي آدم‌هاي ساده از آن برخوردارند امّا ممكن است يك استاد دانشگاه از آن بي‌بهره باشد. فكر ديني يعني حضور و توجّه قلبي نسبت به حقايق عالم و به اوامر و نواهي الهي.